غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
228
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
فرصت بوده بيك ناگاه كاردى بر امير شيخ حسن زد اما كارگر نيامد و امير شيخ حسن به طرف گرجستان گريخته بشاهزاده ساتى بيك و امير سيورغان پيوست و حال پدر بزرگ را اظهار نمود و تيمورتاش مغرور بعزم رزم امير شيخ حسن ايلكانى متوجه تبريز گشته بعد از تلاقى فريقين سلك جمعيت او از هم بگسيخت و باتفاق اقوام اويرات بجانب بغداد گريخت . گفتار در بيان جلوس شاهزاده ساتى بيك بر تخت سلطنت بموجب استصواب امير شيخ حسن چوپانى و آمدن طغاتيمور خان به طرف عراق و آذربايجان بسبب استدعاى امير شيخ حسن ايلكانى چون مهم امير شيخ حسن كوچك از ممر پدر مزور تمشيت نپذيرفت بجانب گرجستان رفته در سنهء تسع و ثلثين و سبعمائه ساتى بيك بنت اولجايتو سلطان را بپادشاهى برگرفت و و نام او را در خطبه و سكه مندرج گردانيده عزم رزم امير شيخ حسن بزرگ را جزم كرد و امير شيخ حسن كه در آن زمان از تبريز بسلطانيه شتافته بود اين خبر شنوده عازم قزوين گشت و ساتى بيك و شيخ حسن كوچك بر سلطانيه و آذربايجان مستولى شده ركن الدين شيخى رشيدى و غياث الدين محمد عليشاهى را بوزارت مقرر ساختند و علم توجه به طرف قزوين برافراختند و امير شيخ حسن بزرگ نيز از قزوين بيرون آمده قبل از ملاقات ميانه ايشان صلح گونه واقع شد و شاهزاده ساتى بيك و شيخ حسن كوچك به اران و آذربايجان شتافته امير شيخ حسن بزرگ بسلطانيه رفت و بنابر آنكه بمصالحهء ايشان اعتماد نداشت اتابك خود تاش تيمور و ديگرى از خواص را نزد طغاتيمور خان كه در مازندران و بعضى از ولايات خراسان فرمانفرما بود فرستاد و التماس نمود كه بجانب تختگاه ابو سعيدى شتابد و طغاتيمور خان باتفاق امير ارغونشاه و خواجه علاء الدين محمد وزير متوجه آنصوب شده در ماه رجب سنهء مذكوره بساوه رسيدند و امير شيخ حسن بديشان ملحق گرديده خدمات پسنديده بظهور رسانيد اما چندان فايده بر آن مترتب نگشت زيرا كه طغاتيمور خان و امراء خراسان تابع رأى خواجه علاء الدين محمد بودند و او در مملكتى كه هنوز برايشان قرار نيافته بود آغاز كفايت كرده بنقير و قطمير مضايقه مينمود چنانچه بر بعضى از املاك امير شيخ حسن بزرگ كه در زمان دولت غازان خان تا آن زمان از مال و جهات معاف بود خراج حواله داشت لاجرم امير شيخ حسن از كرده پشيمان گشت و ليكن غير اطاعت چارهء نميدانست و امير شيخ حسن چوپانى بعد از تحقق اين اخبار بعزم رزم و پيكار باتفاق ساتى بيك و سيورغان از اران بآذربايجان آمد و مقارن وصول ايشان مردم اويرات قراجرى تيمورتاش شده را بند كرده باردو رسانيدند و همان لحظه به حكم ساتى بيك مقتول گردانيدند بعد از آن امير شيخ حسن چوپان در باب ويرانى سپاه طغاتيمور خان و امير شيخ حسن ايلكانى تدبير صايب انديشيده بحسب ظاهر قاصدان نزد ايشان فرستاد و طلب مصالحه نمود و ضمنا بطغاتيمور خان پيغام فرمود كه اگر پادشاه در قصد